وضعيت در افغانستان به گونه‌اي است كه باقي ماندن امريكا در افغانستان تلفات زيادي را به همراه مي‌آورد. از سوي ديگر افكار عمومي در غرب نيز عليه دولت اين كشورها تحريك شده است. به نظر مي‌رسد نشست شيكاگو براي خروج آبرومندانه امريكا از باتلاق افغانستان است. با توجه به ضرورت و اهميت اين موضوع، با دكتر نوذر شفيعي كارشناس مسائل آسيا به گفت‌و‌گو نشستيم.


چه تحليلی از روند كلي نشست شيكاگو درباره مسئله افغانستان داريد؟


به نظر مي‌رسد مطالعه وضعيت كنوني افغانستان و برنامه‌هايي كه براي تأمين امنيت اين كشور براي آينده وجود دارد، جزو مسائل مهمي باشد كه در دستور كار نشست شيكاگو است. مسئله خروج نيروهاي امريكايي در سال 2014 از افغانستان و نيز خروج‌ نيروهاي كشورهاي عضو ناتو، مسئله تهديد طالبان و تداوم حيات آن و به طور كلي بررسي اوضاع افغانستان و آينده آن و شرايط احتمالي كه اين كشور در آينده با آن مواجه خواهد بود، همگي در اين نشست بررسي خواهد شد.
ارتباط امضاي توافقنامه نظامي كرزاي با اوباما و مركل با نشست شيكاگو به چه صورت است؟


هسته مشترك تمامي اين توافق‌‌ها چه به‌صورت كشور با كشور و چه به صورت جمعي يعني همه كشورها در يك پروسه هماهنگ، بحث امنيت در افغانستان است. اكنون وضعيت در افغانستان به گونه‌اي است كه باقي‌ماندن نيروهاي خارجي در افغانستان كار دشواري است، زيرا تلفات زيادي به همراه دارد و از طرفي افكار عمومي در كشورهاي اروپايي و امريكا عليه دولت اين كشورها، تحريك شده است. تهديد طالبان به قوت خود باقي است. اين موارد كشورهاي اروپايي و بويژه امريكا را به اين نتيجه رسانده است كه نه تداوم حضور نظامي به شكل گسترده در افغانستان و نه ترك افغانستان به طور كلي، هيچكدام به صلاح نيست. حد وسط و تقريباً مطلوب اين است كه در چارچوب پيمان‌ها، مقاوله‌نامه‌ها و تعهداتي كه نسبت به يكديگر ايجاد مي‌شود، بخشي از نيروهاي غربي (امريكايي، اروپايي) در افغانستان بمانند و حضور سمبليك خود را در چارچوب پيمان‌ها حفظ كنند و بقيه نيروها از افغانستان خارج شوند، البته اين كار مستلزم اين است كه پيش از خروج، زمينه‌هاي امنيتي لازم فراهم شود، يعني آموزش‌هاي لازم به ارتش و پليس ملي افغانستان داده شود تا بتوانند امنيت را تأمين نمايند. و از طرف ديگر حضور محدود نظاميان خارجي هم در چارچوب پيمان‌هاي دفاعي براي مقابله با تهديدات احتمالي خارجي و در نهايت تهديدات داخلي كه ممكن است حاكميت دولت افغانستان و نظام سياسي‌اش را به مخاطره بيندازد، الزامي به نظر مي‌رسد.


علت مخالفت روسیه با خروج نیروهای ناتو از افغانستان چیست؟


كشورها غالباً در موضعگيري‌هاي خود، ملاحظات امنيت ملي و منافع ملي خود را در نظر مي‌گيرند. موضعگيري روسيه در زماني اتفاق مي‌افتد كه نيروهاي ناتو و امريكا در باتلاق‌ افغانستان گرفتار شده‌اند و تلاش مي‌كنند به نوعي از اين باتلاق‌ رهايي پيدا كنند و سال 2014 را براي اين رهايي مبنا قرار داده‌اند. به نظر مي‌رسد كه برآورد امنيتي روس‌ها اينگونه است كه مايلند با يك سياست تشويقي نيروهاي ناتو و امريكا را به ماندن در افغانستان تشويق كنند تا اين امر سرانجام به شكست امريكا و ناتو بينجامد. در اين صورت، ابهت و پرستيژ بين‌المللي ناتو و امريكا در هم شكسته مي‌شود و فرصتي براي قد علم كردن روسيه در حوزه سياست جهاني فراهم مي‌آيد. بنابراين موضع‌گيري روسيه در مخالفت با خروج نيروهاي ناتو و امريكايي از افغانستان، به اين دليل نيست كه حضور امريكا در منطقه را با منافع خود همسو مي‌داند، بلكه به اين خاطر است كه افغانستان را باتلاقي مي‌داند كه به غرق شدن ناتو و امريكا مي‌انجامد و اين يعني پيروزي براي روس‌ها و فرصتي براي حضور مقتدرانه روس‌ها در سپهر سياست جهاني.


با وجود ارتباط نه چندان خوب پاكستان و افغانستان و تيرگي روابط پاكستان و امريكا به دليل مسدود شدن مسير گذر كاروان ناتو، دليل دعوت زرداري به نشست شيكاگو چيست؟


به هر حال پاكستان كشوري ذي نفوذ در بحران افغانستان است و از طالبان كه يكي از طرف‌هاي اصلي منازعه است حمايت مي‌كند. با وجود حضور بن لادن در پاكستان و قتل او و در پي آن اختلاف نظر بين پاكستان و امريكا، امريكايي‌ها به نقش‌آفريني پاكستان در بحران افغانستان نياز مبرم دارند. زيرا اگر پاكستان بخواهد نقش تخريبي داشته باشد هزينه حضور امريكا را در افغانستان بالا مي‌برد. بنابراين امريكايي‌ها سعي مي‌كنند نظر پاكستان را به گونه‌اي جلب كنند. از سوي ديگر پاكستان هم به تداوم همكاري و گسترش مناسبات با امريكا نيازمند است. فراموش نكنيم كه خيلي از كمك‌هاي بلاعوض توسط امريكايي‌ها در اختيار پاكستان قرار مي‌گيرد و رابطه نزديكي از گذشته ميان دولتمردان پاكستان و امريكا برقرار بوده است. بنابراين اين طور نيست كه در نتيجه يك اختلاف، پاكستان يا امريكا بخواهند همديگر را كنار بگذارند. بلكه براساس وضعيت فعلي اسلام‌آباد و واشنگتن مسئله را مديريت مي‌كنند و تلاش دارند تا در چارچوب اين مديريت اختلافات خود را حل و فصل كنند. در اجلاس ناتو و پاكستان نقشي براي پاكستان ترسيم شد. براساس نقش جديد، پاكستان متعهد شد كه كريدور كراچي به مرزهاي چمن و خيبر را باز بگذارد و حمايت‌هاي لجستيكي از نيروهاي ناتو به عمل آيد. در واقع اين نشست‌ها نشانه اين است كه اختلافات ناتو و امريكا با پاكستان رو به حل شدن است و اين ناشي از يك ضرورت در تأمين اهداف و منافع مشترك است.


آيا همسويي امریکا با هند منجر به شکاف بیشتر در رابطه پاکستان با امریکا نخواهد شد؟


تا حدودي بعد از جنگ سرد از اهميت جايگاه پاكستان در سياست‌ خارجي و دكترين‌هاي امنيتي كاسته شد و بر اهميت جايگاه هند افزوده شد. يكي از عوامل اين تغيير جايگاه، نقش كشور چين است. با توجه به نگراني امريكايي‌ها از شكل‌گيري محور پاكستان – چين به عنوان يكي از قوي‌ترين محورهاي امنيتي در آسيا، امريكا به همراه هند، ژاپن و استراليا معادله امنيتي چهارجانبه‌اي را ايجاد كردند تا بدين طريق چين را محدود كنند. محدودسازي چين بخشي از سياست‌ امريكا در آسياست. زيرا روز به روز بر قدرت چين افزوده مي‌شود و مطابق با اين قدرت خواهان نقش و سهمي در مديريت امور بين‌الملل است. از اين جهت امريكا سعي كرده قدرت چين را در حوزه سرزمين خودش محدود كند تا از نقش چالشي چين قدرتمند عليه امريكا بكاهد.


سياست‌ پاكستان نسبت به امريكا با در نظر گرفتن مسائل گفته شده چيست؟


دولت پاكستان يك دولت يكپارچه و منسجم نيست. دولت آصف علي زرداري علاقه‌مند است كه رابطه نزديكي با امريكا داشته باشد. اما بخش ISI پاكستان نگاه ديگري دارد هر چند در گذشته نهاد ISI و ارتش پاكستان با امريكا روابط نزديكي داشتند و در حال حاضر نگاه منفي‌‌تري به سياست‌‌هاي امريكايي دارند به عنوان مثال در حالي كه دولت زرداري مطابق با سياست‌‌هاي امريكا درصدد محدودسازي اقدامات طالبان بود ISI از طالبان حمايت و پشتيباني جدي مي‌كند. بنابراين اين اختلاف نگرش‌ها در داخل دولت پاكستان وجود دارد در اين ميان بايستي به مخالفت گروه‌هاي مذهبي كه از نهادهاي قدرتمند در سياست‌ و حكومت در پاكستان مي‌باشند با توسعه مناسبات يكجانبه امريكا و پاكستان هم اشاره شود به هر حال ISI و بخش مذهبي جامعه پاكستان در يك طرف قرار دارند و در طرف ديگر آصف علي زرداري و بخش سياسي و جامعه مدني پاكستان هستند. در نهايت برآيند كار اين است كه هم پاكستان و هم امريكا به نقش همديگر در منطقه نياز دارند. با وجود اين شرايط منطقه‌اي به گونه‌اي است كه پاكستان و امريكا را از هم جدا مي‌كند و هر چه اين روند جلوتر مي‌رود فراز و نشيب‌ها در روابط دو كشور بيشتر مي‌شود.

 

لينك مستقيم