نسل پنجم رهبران چين در انديشه برتــري جهــاني

چين حدود يك ماه پيش در هجدهمين كنگره حزب كمونيست كادر جديد رهبري خود را
انتخاب كرد. به نظر ميرسد سياستمداران جديد اين كشور تفاوتهاي زيادي با
رهبران گذشته چين داشته باشند. قرار است اين نسل از رهبران سياسي به مدت 10
سال تصدي تمامي امور را در اختيار داشته باشند. اين در حالي است كه امريكا
با اطلاع از افزايش قدرت چين در آينده سعي دارد تا اين كشور را از طريق
همپيماني با متحدين منطقهاي خود در حوزه آسيا - پاسيفيك محدود سازد. در
رابطه با اينكه رهبران جديد چين چگونه در حوزه داخلي و خارجي با چالشهاي
فرارو برخورد ميكنند، از نظرات كارشناسي
دكتر نوذر شفيعي استاد دانشگاه و نماينده مجلس استفاده ميكنيم.
é هجدهمين كنگره سياسي چين سپري شده است. اما رسانههاي غرب هنوز
تصميمات و انتخابهاي سياستمداران جديد در حزب كمونيست را مورد بررسي قرار
ميدهند. به نظر شما بررسي اين موضوع چه ضرورتي دارد؟
در هجدهمين كنگره حزب كمونيست چين كه اخيراً در پكن تشكيل شد، يكسري
اتفاقات مهم حادث شده است. اين اتفاقات در قالب تغيير پستها و سمتهاي
سياسي افراد است. اين تغييرات در دفتر سياسي حزب كمونيست چين، اعضاي كميته
اصلي دفتر سياسي حزب كمونيست و دبيركل حزب كمونيست به وضوح قابل مشاهده
است. در واقع اين تغييرات در چين تداعيكننده اين است كه نسل پنجم، رهبري
چين را به دست گرفتند. چين از سال 1949 تاكنون چهار نسل را پشتسر گذاشته
است.
نسل اول كه مائو رهبري آن را برعهده داشته است، از انقلاب فرهنگي چين
در سال 1949 شروع شد و تا سال 1967 ادامه يافت. نسل دوم كه از سال 1976 با
مرگ مائو شروع ميشود، با رهبري دنگ شيائو پينگ تا سال 1992 ادامه مييابد.
نسل سوم جيانگ زمين از سال 1992 به قدرت ميرسد و تا سال 2003 در عرصه
سياسي چين باقي ماند. نسل چهارم هم از سال 2003 تا 2012 رهبري چين را به
دست ميگيرد كه هوجين تائو قدرت را در دست داشت و اكنون نيز در نسل پنجم شي
جين پينگ است كه قدرت را در دست گرفته است.
هر كدام از اين نسلها ويژگيها و مشخصات خاص خود را داشتند. به عنوان
مثال نسل اول يك نسل بسيار ايدئولوژيك، نسل دوم يك نسل عملگرا و نسل سوم
يك نسل واقعگرا بوده است. نسل چهارم نوواقعگرا بوده است و نسل پنجم را كه
از آنها با عنوان رئاليستهاي ناسيوناليست ياد ميشود. اما وجه مشترك اين
دورهها و رهبران آنها اين است كه هرچه ما از نسل اول به نسل چهارم و پنجم
حركت ميكنيم، چين در عرصه داخلي و خارجي جلوه تازهاي به خود ميگيرد.
é با توجه به تقسيمبندي كه از نخبگان سياسي چين داشتهايد، چه توصيفي از كادر رهبري جديد اين كشور داريد؟
ويژگيهاي نسل پنجم اين است كه اغلب متعلق به متولدين دهه
1968-1950 هستند كه به نسل سوخته، نسل تباه شده يا نسل اخراجي قلمداد ميشوند.
لقب «نسل سوخته» به اين دليل گفته ميشود كه آنها دانشآموزان اخراجي
بودند و به دليل داشتن تفكرات باز نسبت به فضاي بسته آن زمان اخراج شدند و
به اردوگاههاي كار اجباري اعزام شدند.
نسل سوخته 538 نفر هستند كه 74 تن از آنان متعلق به متولدين سال 1953 هستند.
اغلب اين افراد به لحاظ سوابق اجرايي در پستهاي مهم در حزب كمونيست،
هيأت دولت، وزرا، معاونين وزرا، فرمانداران، معاونين فرمانداران، شاخههاي
استاني حزب، رهبران نظامي و در جريان امور اداري كشور حضور داشتهاند.
بنابراين نسل پنجم داراي تجارب و سوابق مهمي در اداره امور شهري در مقايسه با ساير اعضاي حزب كمونيست هستند.
اين نسل به لحاظ تجارب تحصيلي عمدتاً در رشتههاي علوم انساني مانند
حقوق، مديريت، علوم اجتماعي و علوم سياسي تحصيل كردهاند. اما برخلاف نسل
پنجم، نسلهاي گذشته چين به رشتههاي تحصيلي مهندسي مبادرت داشتهاند.
از تعداد 538 نفري نسل پنجم رهبري چين 113 تن از آنها داراي مدرك دكترا
هستند 281 تن فوقليسانس، 113 تن از آنها نيز ليسانس و مابقي زير ليسانس
دارندكه بيشتر آنها در دو رشته مديريت و حقوق تحصيل كردهاند. جالب اينجاست
نسلي كه به نسل سوخته مشهور شده و از آموزش كشور اخراج شده بودند به اين
سطح از مدارج عالي دست پيدا كردهاند.
اين افراد تحصيلات خود را به صورت پارهوقت در دانشگاههاي مركزي،
نانكاي، جه جيانگ، خلق و پكن گذراندهاند كه اغلب آنها در زمينههاي علوم
انساني و علوم اجتماعي شهرت دارند.
é تركيب سياسي هيأت حاكمه چين را در آينده چطور ميبينيد؟
در نسل پنجم دو ائتلاف وجود دارد. يكي ائتلاف تودهگراست كه رهبري آن
را فعلاً هوجين تائو برعهده دارد كه البته وي متعلق به نسل چهارم است ولي
اين ائتلاف در نسل پنجم نيز ادامه دارد. ائتلاف ديگر نخبه گرايان هستند كه
رهبري آن را در گذشته «جيانگ زمين» بر عهده داشته است و اكنون آقاي «شي
جينگ پينگ» مسئوليت آن را پذيرفته است.
وجود اين دو ائتلاف در نسل پنجم باعث شكاف حزب كمونيست شده و ممكن است
در آينده اين حزب را به سمت دوگانگي پيش ببرد و جامعه خوبي را در چين ايجاد
كند.
é آيا ميتوانيم شاهد تغييرات محسوس در عرصه سياست داخلي و خارجي چين باشيم؟
به لحاظ سياستهاي داخلي نسل پنجم به سمت گرايشات دموكراتيك حركت
ميكنند و تلاش دارند تا به مقولههاي تأمين اجتماعي و مسكن توجه داشته
باشند. احتمال دارد تا در حوزه روابط خارجي دنبال گسترش مناسبات سياسي با
ايالات متحده امريكا و ژاپن باشند و با كشورهاي آسياي جنوب شرقي به عنوان
كشورهاي همسايه روابط نزديكتري را برقرار كنند. به طور كلي هر قدرتي كه
بنابر جايگاه ژئوپلتيكي و نقشي كه در رفع نيازمنديهاي چين دارد براي آنها
مهم خواهد بود.
چين همچنين ارتباط خود را با جمهوري اسلامي ايران قطعاً حفظ خواهد كرد
ايران در آسياي جنوب غربي به دليل برخورداري از ذخاير گاز، نفت، موقعيت
ژئوپلتيك مهم و خليج فارس مورد توجه اين كشور باقي خواهد ماند.
é روابط چين با روسيه به چه نحوي ادامه خواهد يافت؟
تفكرات اين نسل در نظريههاي روابط بينالملل در قالب رئاليسم
نئوكلاسيك ميگنجد. در تفكرات نئوكلاسيك همه قدرتهاي بزرگ اهميت دارند و
براي همين تلاش دارند تا با قدرتهاي بزرگ ارتباط دوستانهاي داشته باشند و
هم متناسب با نيازهاي داخليشان روابط خود را با ساير كشورها تنظيم
ميكنند. روسيه يكي از متحدين سنتي چين است و به نظر ميآيد كه اين نسل
براي ايجاد يك نوع موازنه استراتژيك به روسيه توجه خواهد داشت. با وجود
اين، اين نسل تكنوكرات است و به دانشها و تكنولوژيهاي برتر اهميت ميدهد و
براي همين به كشورهاي غربي به لحاظ دارا بودن اين مزيتها توجه ميكنند.
é در سياست بينالملل شاهد هستيم كه امريكا با نزديكي به هند و كشورهاي
آسياي جنوبي شرقي، سعي دارد چين را محدود كند. رهبران چين در سياست خارجي
خود چگونه به اين مقوله نگاه ميكنند؟
روابط بينالملل جادهاي دوطرفه است. با وجود اين كه نسل پنجم اين كشور
در سياست خارجي به دنبال گسترش ارتباط با قدرتها هستند، اما رفتارهاي
امريكا و اتخاذ استراتژيهاي آنها نيز در گسترش اين ارتباطات تأثيرگذار
است. اگر سياستمداران ايالات متحده امريكا همچنان به سياستهاي خود مبني بر
محدود كردن كشور چين ادامه دهند، به همان ميزان اين نسل از رهبري چين از
آنها فاصله خواهد گرفت. در مقابل نيز با فرض اين كه امريكاييها واقعيت
جايگاه چين را در آينده نظام بينالملل درك كنند و آنها را در
تصميمگيريهاي جهان سهيم كنند و از تعارض دست بردارند، احتمال دارد كه
اين دو كشور روابط سازندهتري را با هم داشته باشند. اما به نظر ميآيد
اين گونه پيش نرود و بنابر اقتضاي روابط بينالملل، روابط اين دو كشور
برپايه تعارض و رقابت پيش برود. زيرا اين دو قدرت رقيب هستند و به لحاظ اين
كه چين قصد دارد به يك قدرت هژمونيك تبديل شود، براي امريكا قابل قبول
نيست. به هر حال نسل پنجم از امسال تا سال 2022 يعني به فاصله 10 سال قدرت
را در دست خواهند داشت. آينده چين از اين جهت براي ايالات متحده امريكا مهم
است كه اين كشور قصد دارد به رتبه اول اقتصاد در دنيا تبديل شود.
دکتر نوذر شفيعي