خلاقیت در دیپلماسی قربانی مواضع تندروهای داخلی نشود
دولت یازدهم چند روزی است که کار خود را رسما آغاز کرده است، شاید یکی از نقاط قوت دولت روحانی، سابقه او در سیاست خارجی و موفقیتهایی باشد که در دوران او به دست آمده بود، وزیر امور خارجه دولت یازدهم نیز در این عرصه فردی توانمند است. چالش اصلی کشورمان مسئله هسته ای و به تبع آن تحریمهای اقتصادی ناشی از شکست در مذاکرات هسته ای است. دیپلماسی دولت یازدهم و ظرفیتهای حل مسئله هسته ای را در گفت وگو با نوذر شفیعی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بررسی کردیم.
یکی از انتقادهایی که
تقریبا اکثر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در زمان مناظرهها مطرح کردند،
اشتباهات دولت سابق در عرصه سیاست خارجه بود، فکر میکنید با روی کار آمدن
دولت آقای روحانی چه تغییراتی در دیپلماسی کشور خواهیم داشت؟
آقای روحانی در جلسه معارفه آقای ظریف مطرح کرد که سیاست خارجی جمهوری اسلامیدر اصول تغییر نمیکند ولی در تاکتیکها و شیوهها تغییراتی ایجاد میشود. دیپلماسی هم روش اجرای سیاست خارجی است و هم فن و هنر .
این فن و هنر به چه معناست؟
تمام دیپلماتها برای اجرای سیاست خارجی کار میکنند و دیپلماسی را به عنوان یک روش میدانند اما در نگاه هنر دیپلماسی، دیپلماتهای برجسته میتوانند ابتکار عمل به خرج بدهند و نتایج بهتری را کسب کنند.
فکر میکنید با روی کار آمدن آقای ظریف این نتایج بهتر، محقق خواهد شد؟
با روی کار آمدن آقای ظریف یک خط و منفعت اصلی همراستای گذشته دنبال میشود اما تفاوت در سلیقهها، در بیان مواضع، در شیوهها و الگویهای مذاکره میتواند به تامین منافع به شکل متفاوت منتج شود.
برای مثال ما در حوزه تحریمها شاهد بودیم که دولت گذشته در ابتدای روی کار آمدن، تحریمها را ورق پاره عنوان میکرد اما در روزهای پایانی در پاسخ به منتقدان مشکلات اقتصادی را ناشیاز تحریمها میدانست، به نظر شما رویکرد دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم در برابر تحریمها به چه صورت خواهد بود و آیا امیدی به لغو یا رفع تدریجی آنها خواهد بود؟
مسئله تحریم یک بحث دو طرفه است دولت ایران تلاش خود را میکند، بقیه ماجرا بستگی به این دارد که طرف مقابل تا چه اندازه بر اساس استدلالهای ایران اقناع شود. در بحث دیپلماسی، اصطلاحی وجود دارد به نام کد عملیاتی؛ منظور از کد عملیاتی این است که دیپلماتها با پیش فرضِ نرسیدن به نتیجه وارد مذاکره میشوند. برای مثال در زمان جنگ سرد دیپلماتهای آمریکایی کافی بود بدانند فلان موضوع به نوعی به اتحاد جماهیر شوروی مربوط است، تا نظرشان منفی باشد.
و شما فکر میکنید که غرب در حال حاضر با کدهای منفی وارد مذاکره با ایران میشود؟
در حال حاضر بستگی دارد که این کد عملیاتی چگونه عمل میکند اگر غرب دولت احمدی نژاد را با دولت آقای روحانی یکسان تلقی کند، آن کد عملیاتی منفی عمل میکند اما اگر این دو را پدیدههایی متفاوت بداند در آن صورت کد عملیاتی متفاوت عمل میکند و میتوانیم شاهد انعطافهایی از سوی غرب باشیم.
اگر این تفاوت بین آقای احمدی نژاد و روحانی از سوی غرب احساس شود، آیا میتوان انتظار یک دیپلماسی فعال و روان داشت ؟
زمانی که از دیپلماسی صحبت میکنیم آن هم در مورد کشورمان، فراموش نکنیم که جمهوری اسلامیبا غرب مشکلات بنیادین دارد، مادامیکه این مشکلات وجود دارد، نمیتوانیم دیپلماسی روان داشته باشیم مخصوصا که گاهی در عرصه داخلی برخی از موضع گیریهای تند و افراطی، ابتکار عمل و خلاقیتهای دیپلماتیک را تحت تاثیر قرار میدهد.
یعنی ممکن است که گروههای فشار داخلی در دیپلماسی دولت نقش داشته باشند؟
ببینید مثلا گفته میشود که چرا آقای ظریف فلان اقدام را انجام داد. درواقع برخی گروهها مقاصد شخصی را در چارچوب نظام طرح میکنند و آقای ظریف هم ناچار است این موارد را به عنوان یک ملاحظه منظور کند؛ زمانی که ملاحظات زیاد شود ابتکار عمل و خلاقیت کاهش مییابد و ضعیف میشود.
توفیق نیافتن دولت احمدی نژاد در عرصه بین المللی تحت تاثیر همین فشارها بود یا رویکرد دولت به نوعی بود که نتوانست موفق باشد؟
دولت دهم با موضع گیریهای تند داخلی مواجه نبود در حالی که احتمال میرود در مورد آقای ظریف وجود داشته باشد اما نتایج سیاستهای خارجی در آن دوران ناشی از رفتار دولت احمدی نژاد بود.
فرض کنیم که این کدهای عملیاتی که شما گفتید نسبت به دولت آقای روحانی مثبت باشد اما تجربه نشان داده است که مجامع بین المللی در برابر تحریمهایی که وضع کرده است، انعطاف سریعی نشان نمیدهد، برای مثال در مورد عراق هم شاهد بودیم که تحریمها حتی سالها بعد از سقوط صدام هم ادامه داشت و به تدریج لغو شد، با این حال آیا فکر میکنید با رویکرد سیاست خارجه دولت یازدهم امکان دارد که تحریمها علیه ایران در زمان کوتاهی لغو شود؟
بخش اندکی از این مسئله بر عهده ما است، بخش اصلی آن بر عهده کشورهایی است که ما را تحریم کردند و به نظر من این مسئله دشوار است مگر اینکه غرب بخواهد حسن نیت نشان بدهد، ضمن آنکه لغو تحریمها مشروط به دست کشیدن ایران از همه حقوق مشروع هسته ای نباشد.
صحبت مسئله هسته ای شد، صحبتهایی مطرح میشود که احتمال انتقال پرونده هستهای از شورای امنیت ملی به وزارت امور خارجه وجود دارد، آیا این موضوع صحت دارد؟
این بحثی است که از گذشته مطرح شده بود تا این لحظه که هم آقای روحانی و هم مسئولان وزارت خارجه این مسئله را تکذیب کردند. اما دور از انتظار هم نیست.
به نظر شما آیا چنین چیزی ضرورت دارد، یعنی از نظر تاکتیکی میتواند برای حل مسئله هسته ای ایران مفید باشد؟
تصور بر این است که اگر این مسئله توسط یک کادر مجرب در وزارت خارجه پیگیری شود شاید کار بهتر پیش برود.
در خبرها داشتیم که بان کی مون از آقای روحانی دعوت کرده است که در مجمع عمومیسازمان ملل شرکت کند البته رئیسجمهور در حال بررسی این مسئله است فکر میکنید حضور در مجامع بین المللی چقدر میتواند در موفقیت دیپلماسی کشور موثر باشد؟
هر اندازه که در سطح مجامع بین المللی فعال تر باشیم امکان تعامل بیشتر میشود؛ روابط بین الملل چیزی جز گفتمان و گفت و گو نیست؛ هر اندازه که این گفتمانها در سطح مجامع بین المللی بهتر مطرح شود، اقبال به کشور بیشتر میشود و حتما موثر است.
البته آقای احمدی نژاد هم حضور گستردهای داشت، ولی توفیق چندانی حاصل نشد.
همان مسئله فن و هنر در دیپلماسی را که قبلا مطرح کردم اینجا نیز مصداق دارد گاهی اوقات یک صورت مسئله بهعنوان تهدید مطرح میشود و گاهی همان صورت مسئله به عنوان یک فرصت به رقیب ارائه میشود که در این صورت انگیزه رقیب برای تعامل بیشتر است فراموش نکنیم که روابط کشورها مانند روابط انسانها تنظیم میشود چرا که در نهایت این انسانها هستند که روابط کشورها را تعیین میکنند بنابراین به راحتی میتوان کشورها را تحت تاثیر قرار داد.
منبع :روزنامه قانون
آقای روحانی در جلسه معارفه آقای ظریف مطرح کرد که سیاست خارجی جمهوری اسلامیدر اصول تغییر نمیکند ولی در تاکتیکها و شیوهها تغییراتی ایجاد میشود. دیپلماسی هم روش اجرای سیاست خارجی است و هم فن و هنر .
این فن و هنر به چه معناست؟
تمام دیپلماتها برای اجرای سیاست خارجی کار میکنند و دیپلماسی را به عنوان یک روش میدانند اما در نگاه هنر دیپلماسی، دیپلماتهای برجسته میتوانند ابتکار عمل به خرج بدهند و نتایج بهتری را کسب کنند.
فکر میکنید با روی کار آمدن آقای ظریف این نتایج بهتر، محقق خواهد شد؟
با روی کار آمدن آقای ظریف یک خط و منفعت اصلی همراستای گذشته دنبال میشود اما تفاوت در سلیقهها، در بیان مواضع، در شیوهها و الگویهای مذاکره میتواند به تامین منافع به شکل متفاوت منتج شود.
برای مثال ما در حوزه تحریمها شاهد بودیم که دولت گذشته در ابتدای روی کار آمدن، تحریمها را ورق پاره عنوان میکرد اما در روزهای پایانی در پاسخ به منتقدان مشکلات اقتصادی را ناشیاز تحریمها میدانست، به نظر شما رویکرد دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم در برابر تحریمها به چه صورت خواهد بود و آیا امیدی به لغو یا رفع تدریجی آنها خواهد بود؟
مسئله تحریم یک بحث دو طرفه است دولت ایران تلاش خود را میکند، بقیه ماجرا بستگی به این دارد که طرف مقابل تا چه اندازه بر اساس استدلالهای ایران اقناع شود. در بحث دیپلماسی، اصطلاحی وجود دارد به نام کد عملیاتی؛ منظور از کد عملیاتی این است که دیپلماتها با پیش فرضِ نرسیدن به نتیجه وارد مذاکره میشوند. برای مثال در زمان جنگ سرد دیپلماتهای آمریکایی کافی بود بدانند فلان موضوع به نوعی به اتحاد جماهیر شوروی مربوط است، تا نظرشان منفی باشد.
و شما فکر میکنید که غرب در حال حاضر با کدهای منفی وارد مذاکره با ایران میشود؟
در حال حاضر بستگی دارد که این کد عملیاتی چگونه عمل میکند اگر غرب دولت احمدی نژاد را با دولت آقای روحانی یکسان تلقی کند، آن کد عملیاتی منفی عمل میکند اما اگر این دو را پدیدههایی متفاوت بداند در آن صورت کد عملیاتی متفاوت عمل میکند و میتوانیم شاهد انعطافهایی از سوی غرب باشیم.
اگر این تفاوت بین آقای احمدی نژاد و روحانی از سوی غرب احساس شود، آیا میتوان انتظار یک دیپلماسی فعال و روان داشت ؟
زمانی که از دیپلماسی صحبت میکنیم آن هم در مورد کشورمان، فراموش نکنیم که جمهوری اسلامیبا غرب مشکلات بنیادین دارد، مادامیکه این مشکلات وجود دارد، نمیتوانیم دیپلماسی روان داشته باشیم مخصوصا که گاهی در عرصه داخلی برخی از موضع گیریهای تند و افراطی، ابتکار عمل و خلاقیتهای دیپلماتیک را تحت تاثیر قرار میدهد.
یعنی ممکن است که گروههای فشار داخلی در دیپلماسی دولت نقش داشته باشند؟
ببینید مثلا گفته میشود که چرا آقای ظریف فلان اقدام را انجام داد. درواقع برخی گروهها مقاصد شخصی را در چارچوب نظام طرح میکنند و آقای ظریف هم ناچار است این موارد را به عنوان یک ملاحظه منظور کند؛ زمانی که ملاحظات زیاد شود ابتکار عمل و خلاقیت کاهش مییابد و ضعیف میشود.
توفیق نیافتن دولت احمدی نژاد در عرصه بین المللی تحت تاثیر همین فشارها بود یا رویکرد دولت به نوعی بود که نتوانست موفق باشد؟
دولت دهم با موضع گیریهای تند داخلی مواجه نبود در حالی که احتمال میرود در مورد آقای ظریف وجود داشته باشد اما نتایج سیاستهای خارجی در آن دوران ناشی از رفتار دولت احمدی نژاد بود.
فرض کنیم که این کدهای عملیاتی که شما گفتید نسبت به دولت آقای روحانی مثبت باشد اما تجربه نشان داده است که مجامع بین المللی در برابر تحریمهایی که وضع کرده است، انعطاف سریعی نشان نمیدهد، برای مثال در مورد عراق هم شاهد بودیم که تحریمها حتی سالها بعد از سقوط صدام هم ادامه داشت و به تدریج لغو شد، با این حال آیا فکر میکنید با رویکرد سیاست خارجه دولت یازدهم امکان دارد که تحریمها علیه ایران در زمان کوتاهی لغو شود؟
بخش اندکی از این مسئله بر عهده ما است، بخش اصلی آن بر عهده کشورهایی است که ما را تحریم کردند و به نظر من این مسئله دشوار است مگر اینکه غرب بخواهد حسن نیت نشان بدهد، ضمن آنکه لغو تحریمها مشروط به دست کشیدن ایران از همه حقوق مشروع هسته ای نباشد.
صحبت مسئله هسته ای شد، صحبتهایی مطرح میشود که احتمال انتقال پرونده هستهای از شورای امنیت ملی به وزارت امور خارجه وجود دارد، آیا این موضوع صحت دارد؟
این بحثی است که از گذشته مطرح شده بود تا این لحظه که هم آقای روحانی و هم مسئولان وزارت خارجه این مسئله را تکذیب کردند. اما دور از انتظار هم نیست.
به نظر شما آیا چنین چیزی ضرورت دارد، یعنی از نظر تاکتیکی میتواند برای حل مسئله هسته ای ایران مفید باشد؟
تصور بر این است که اگر این مسئله توسط یک کادر مجرب در وزارت خارجه پیگیری شود شاید کار بهتر پیش برود.
در خبرها داشتیم که بان کی مون از آقای روحانی دعوت کرده است که در مجمع عمومیسازمان ملل شرکت کند البته رئیسجمهور در حال بررسی این مسئله است فکر میکنید حضور در مجامع بین المللی چقدر میتواند در موفقیت دیپلماسی کشور موثر باشد؟
هر اندازه که در سطح مجامع بین المللی فعال تر باشیم امکان تعامل بیشتر میشود؛ روابط بین الملل چیزی جز گفتمان و گفت و گو نیست؛ هر اندازه که این گفتمانها در سطح مجامع بین المللی بهتر مطرح شود، اقبال به کشور بیشتر میشود و حتما موثر است.
البته آقای احمدی نژاد هم حضور گستردهای داشت، ولی توفیق چندانی حاصل نشد.
همان مسئله فن و هنر در دیپلماسی را که قبلا مطرح کردم اینجا نیز مصداق دارد گاهی اوقات یک صورت مسئله بهعنوان تهدید مطرح میشود و گاهی همان صورت مسئله به عنوان یک فرصت به رقیب ارائه میشود که در این صورت انگیزه رقیب برای تعامل بیشتر است فراموش نکنیم که روابط کشورها مانند روابط انسانها تنظیم میشود چرا که در نهایت این انسانها هستند که روابط کشورها را تعیین میکنند بنابراین به راحتی میتوان کشورها را تحت تاثیر قرار داد.
منبع :روزنامه قانون
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 22:8 توسط دکتر نوذر شفیعی
|
دکتر نوذر شفيعي